X
تبلیغات
امام سجاد

انسان باید متوجه این واقعیت‏باشد كه نوع معاشرت با همسایگان، در روح و روانش اثر مى‏گذارد. امام سجاد (َع)

 

سروران مردم در دنیا، سخاوتمندان و در آخرت، پرهیزگاران هستند.امام سجاد (َع)

 

بد برادرى است كه در وقت توانگرى به تو توجه دارد و در وقت نیازمندى از تو مى‏برد .امام سجاد (َع)

 

سه حالت و خصلت در هر يک از مؤمنين باشد در پناه خداوند خواهد بود و روز قيامت در سايه رحمت عرش الهي مي‌باشد و از سختي‌ها صحراي محشر در امان است:

اوّل آن که در کارگشايي و کمک به نيازمندان و درخواست کنندگان دريغ ننمايد.

دوّم آن که قبل از هر نوع حرکتي بينديشد که کاري را که مي‌خواهد انجام دهد يا هر سخني را که مي‌خواهد بگويد آيا رضايت و خوشنودي خداوند در آن است يا مورد غضب و سخط او مي‌باشد.

سوّم قبل از عيب جويي و بازگويي عيب ديگران، سعي کند عيب‌هاي خود را برطرف نمايد. امام سجاد (َع)

 

سه چيز موجب نجات انسان خواهد بود: بازداشتن زبان از بدگويي و غيبت مردم، خود را مشغول به کارهايي کردن که براي آخرت و دنياي انسان مفيد باشد و هميشه بر خطاها و اشتباهات خود ناراحت باشد. امام سجاد (َع)

 

هرکس داراي چهار خصلت باشد، ايمانش کامل، گناهانش بخشوده خواهد بود، و در حالتي خداوند را ملاقات مي‌کند که از او راضي و خوشنود است:

خصلت خود نگهداري و تقواي الهي به طوري که به تواند بدون توقّع و چشم داشتي، نسبت به مردم خدمت نمايد.

راست گويي و صداقت نسبت به مردم در تمام موارد زندگي.

حيا و پاکدامني نسبت به تمام زشتي‌هاي شرعي و عرفي.

خوش اخلاقي و خوش برخوردي با نزديکان و خانواده خود. امام سجاد (ع)

 

اي فرزند آدم، تا آن زماني که در درون خود واعظ و نصيحت کننده‌اي دلسوز داشته باشي و در تمام امور بررسي و محاسبه کارهايت را اهميّت دهي و در تمام حالات ـ از عذاب الهي ـ ترس و خوف داشته باش؛ در خير و سعادت خواهي بود. امام سجاد (َع)

 

حقّي که شکم بر تو دارد اين است که آن را ظرف چيزهاي حرام ـ چه کم و چه زياد ـ قرار ندهي و بلکه در چيزهاي حلال هم صرفه جويي کني و به مقدار نياز استفاده نمايي. امام سجاد (َع)


کسي که مشتاق بهشت باشد در انجام کارهاي نيک، سرعت و عجله مي‌نمايد و شهوات را زير پا مي‌گذارد و هرکس از آتش قيامت هراسناک باشد به درگاه خداوند توبه مي‌کند و از گناهان و کارهاي زشت دوري مي‌جويد. امام سجاد (َع)

 

دست نياز به سوي مردم دراز کردن، سبب ذلّت و خواري در زندگي و در معاشرت خواهد بود و نيز موجب از بين رفتن حيا و ناچيز شدن شخصيت خواهد گشت به طوري که هميشه احساس نياز و تنگ دستي نمايد و هرچه کمتر به مردم رو بيندازد و کمتر درخواست کمک نمايد بيشتر احساس خودکفايي و بي‌نيازي خواهد داشت. امام سجاد (َع)

سعادت و خوشبختي انسان در حفظ و کنترل اعضاء و جوارح خود از هرگونه کار زشت و خلاف است. امام سجاد (َع)

 

در اين دنيا سرور مردم، سخاوتمندان هستند؛ ولي در قيامت سيّد و سرور مردم، پرهيزکاران خواهند بود. امام سجاد (ع)


هر کس براي رضا و خوشنودي خداوند ازدواج نمايد و با خويشان خود صله رحم نمايد، خداوند او را در قيامت مفتخر و سربلند مي‌گرداند. امام سجاد (َع)

 

هرکس به ديدار دوست و برادر خود برود و براي رضاي خداوند او را زيارت نمايد به اميد آن که به وعده‌هاي الهي برسد، هفتاد هزار فرشته او را همراه و مشايعت خواهند کرد، همچنين مورد خطاب قرار مي‌گيرد که از آلودگي‌ها پاک شدي و بهشت گوارايت باد. پس چون با دوست و برادر خود دست دهد و مصافحه کند مورد رحمت قرار خواهد گرفت. امام سجاد (َع)

چنانچه شخصي تو را بدگويي کند و سپس برگردد و پوزش طلبد، عذرخواهي و پوزش او را پذيرا باش. امام سجاد (َع)

 

تعجّب دارم از کسي که نسبت به تشخيص خوب و بد خوراکش اهتمام مي‌ورزد که مبادا ضرري به او برسد، چگونه نسبت به گناهان و ديگر کارهايش اهميّت نمي‌دهد و نسبت به مفاسد دنيايي، آخرتي، روحي، فکري، اخلاقي و... بي‌تفاوت است. امام سجاد (َع)

 

هرکس انسان گرسنه‌اي را طعام دهد خداوند او را از ميوه‌هاي بهشت اطعام مي‌نمايد و هر که تشنه‌اي را آب دهد خداوند از چشمه گواراي بهشتي سيرآبش مي‌گرداند و هرکس برهنه‌اي را لباس بپوشاند خداوند او را از لباس سبز بهشتي خواهد پوشاند. امام سجاد (َع)

 

به وسيله عقل ناقص و نظريه‌هاي باطل و مقايسات فاسد و بي‌اساس نمي‌توان احکام و مسايل دين را به دست آورد؛ بنابراين تنها وسيله رسيدن به احکام واقعي دين، تسليم محض مي‌باشد؛ پس هرکس در مقابل ما اهل بيت تسليم باشد از هر انحرافي در امان است و هر که به وسيله ما هدايت يابد، خوشبخت خواهد بود و شخصي که با قياس و نظريات شخصي خود بخواهد دين اسلام را دريابد، هلاک مي‌گردد. امام سجاد (َع)

 

دنيا همچون نيمه خواب (چرت) است و آخرت بيداري مي‌باشد و ما در اين ميان رهگذر، بين خواب و بيداري به سر مي‌بريم. امام سجاد (َع)

 

از سعادت مرد آن است که در شهر خود کسب و تجارت نمايد و شريکان و مشتريانش افرادي صالح و نيکوکار باشند، و نيز داراي فرزنداني باشد که کمک حال او باشند. امام سجاد (ع)

 

هر آيه‌اي از قرآن، خزينه‌اي از علوم خداوند متعال است، پس هر آيه را که مشغول خواندن مي‌شوي، در آن دقّت کن که چه مي‌يابي. امام سجاد (َع)

 



تاريخ : دوشنبه هجدهم فروردین 1393 | 11:44 | نویسنده : سجاد |

چرا ۹دى یک واقعه عجیب است؟


حضور مردم در ۹ دی ماه به معنی دفاع از هیچ حزب و گروه و جناحی نبود. برخلاف راهپیمایی ۲۲ بهمن و روز قدس که گروه های مختلف با برافراشتن یک پرچم و با درج نام خود”با فونت درشت” در زیر این پرچم به دنبال خودنمایی هستند، در نهم دیماه شاهد حضور خالص مردم و بدون هیچ چشم داشت حزبی و گروهی بودیم.

* در نهم دی ماه کسی برای حمایت از دولت فعلی و شخص احمدی نژاد وارد میدان نشد. در دست هیچ کس تصویری از رئیس جمهوری نبود. گویی این بار خروششان فقط و خالصانه برای دفاع از هویت نظام جمهوری اسلامی، دفاع از ولایت فقیه بوده است.

* نهم دی بر خلاف ۲۲ بهمن و روز قدس، روز تعطیل نبود. شاهد آن که در ساعات ابتدایی راهپیمایی، بسیاری از ادارات و شرکتها باز بودند و کارمندان با وجود علاقه مندی برای شرکت در راهپیمایی، مجبور به حضور در محل کار بودند.

* شعارهای ۹ دی، شعارهای همیشگی و کلیشه ای نبود. شعارهای جدیدی که از پیوند عشق به ولایت، عاشورا و انقلاب و نفرت از دشمنان حریم ولایت به دست آمده بود.

* ۹ دی ماه نشانه اعتماد مردم به نظام جمهوری اسلامی بود، در حالیکه بسیاری از خواص و نخبگان و مثلا دلسوزان ادعا داشتند که اعتماد مردم به نظام از بین رفته است. نکته ای که نهم دی را متمایز می کند، حضور میلیونی مردم و نمایش اعتماد به نظام در اوج فضاسازی دشمنان خارجی و داخلی بود.
* ۹ دی تنها تجمع میلیونی مردم علیه خواص بی بصیرت بود. یعنی اگر بخواهیم اهداف مردم برای حضور در حماسه نهم دی‌ماه را برشماریم، اعتراض به خواص بی بصیرت، جزء اهداف اصلی مردم خواهد بود.



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه نهم دی 1392 | 9:11 | نویسنده : سجاد |

آشنایی اجمالی با صحیفه سجادیه

دعا، پیوندی معنوی میان انسان و پروردگار است كه اثر تربیتی و سازندگی مهمی در روح انسان دارد، از این رو دعا از دیدگاه اسلام از جایگاه خاصی برخوردار است.

امام سجاد ـ علیه السلام ـ و دعا:
امام سجاد ـ علیه السلام ـ در آن دوران اختناق، از سوی حاكمان اموی همواره تحت نظر بود و تمامی رفتار و آمد و شد حضرت را شدیداً تحت كنترل قرار می‌دادند و به تعریفی آن بزرگوار را خانه نشین كرده و در خانه‌ ایشان را به روی شیعیان بسته بودند و نمی‌گذاشتند مردم به راحتی از معارف الهی امام ـ علیه السلام ـ استفاده نمایند.
در این هنگامه دردآلود، امام سجاد ـ علیه السلام ـ تنها سلاح برّنده و مؤثر خود در برابر سیل هجوم ظلم و تعدّی و انحراف حاكمان وقت را دعا و مناجات دانسته و رسالت الهی و نورانی خود را در قالب دعا متبلور ساخت. بی‌شك تأثیر دعا در آن شرائط زمانی حتی از جهاد با شمشیر و نبرد با سلاح گرم مؤثرتر بود. تا جائی كه حضرت امام خمینی (ره) در وصیت‌نامه الهی ـ سیاسی خودشان از آن به عنوان قرآن صاعد یاد می‌كند و آن را زبور آل محمد می‌نامند و می‌فرمایند كه ما مفتخریم كه ادعیه حیات بخش كه او را قرآن صاعد می‌خوانند از ائمه معصومین ـ علیهم السلام ـ است.[1]
این دعاها و مناجات‌ها به نام صحیفه سجادیه معروف است، و پس از قرآن و نهج البلاغه بزرگترین و غنی‌ترین گنجینه حقایق و معارف الهی به شمار می‌رود، به طوری كه بزرگان شیعه آن را أخت القرآن، انجیل اهل بیت ـ علیهم السلام ـ و زبور آل محمد ـ علیهم السلام ـ نامیده‌اند.[2]
صحیفه سجادیه كامله



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1392 | 10:18 | نویسنده : سجاد |

در سالروز شهادت حضرت علی بن الحسین ، امام سجاد (ع ) قرار داریم . شخصیت بزرگواري که درجریان قیام امام حسین (ع) در سرزمین کربلا حضور داشت ، اما بنا به مشیت الهی زنده ماند تا پس از پدرش ، پرچمدار آئين رهايي بخش اسلام باشد . با عرض تسلیت سالروز شهادت امام سجاد (ع) ، فرازهایی از زندگی آن حضرت را بیان می کنیم .
امام سجاد (ع) در سال 38 هجری قمری در شهر مدینه ، ديده به جهان گشود و در حادثه کربلا حدود 23 سال سن داشت . امام سجاد با آنكه در عاشورای سال 61 هجری قمری ، به همراه پدرش به كربلا آمد ، اما بيمار شد و از شدت بيماري ، در بستر افتاد . در تاریخ آمده است که امام سجاد (ع) در لحظه ای که صدای پدرش امام حسین را شنید که فرمود : " کیست مرا یاری کند ؟ " با وجود ضعفی که در بدن احساس مي كرد ، از جا برخاست تا خود را به میدان نبرد برساند . عمه اش ام کلثوم با توجه به جسم ضعيف و ناتوان آن حضرت ، مانع رفتن ایشان شد ، اما امام سجاد (ع) فرمود : " عمه جان بگذار بروم تا درکنار فرزند پیامبر ، جهاد کنم . " درعين حال ، بيماري آن حضرت ، مانع از حضور ایشان در صفوف درگيري شد . تقدیر چنین بود که امام سجاد (ع ) زنده بماند تا نهضت امام حسین (ع) و آرمانهاي مهم آن را تداوم بخشد .
سيره اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی امام سجاد (ع) ، از زوایای گوناگون قابل بررسی است . حادثه خونین کربلا در عصر روز دهم محرم سال 61 هجری قمری با شهادت امام حسین (ع) و یارانش ، پایان يافت . در شرايط دشوار و بحرانی بعد از شهادت امام حسين ، امام سجاد (ع) ، در وضعيت جديدي قرار گرفت . به عبارت ديگر ، مرحله ديگري از نهضت امام حسین یعنی دوران پیام رسانی و تثبیت ارزشها و آرمانهای آن فرا رسیده بود .
نقش و عملكرد امام سجاد (ع) در رساندن پیام نهضت حسین (ع) بی همتاست . درحقیقت امام سجاد (ع) و عمه اش حضرت زینب (س) بودند که در سخت ترین و حساس ترین شرایط و در حفقانی بی سابقه در تاریخ اسلام ، هوشمندانه این رسالت را بر دوش کشيدند . سخنان و سیره امام سجاد (ع) در فرصتهاي مختلف پس از حادثه عاشورا ، نشان از حکمت و دوراندیشی آن امام بزرگوار دارد .
درواقع خطبه ها ، سخنرانی ها و یادآوری مصائب ، همگی هدفمند و حکیمانه بود . امام سجاد (ع ) در زمانی که به همراه کاروان اسراي كربلا به شهر کوفه رسید ، سخنانی نافذ و تاثيرگذار بیان فرمود ، به طوریکه فضای حاکم بر کوفه را به کلی دگرگون ساخت . امام سجاد (ع) پس از اینکه فضائل خود و اهل بیت پیامبر و امام حسین (ع ) را تشريح كرد ، مردم کوفه را مورد خطاب قرار داد که :
" ای مردم ، شما را به خدا سوگند ، آیا به خاطر دارید که به پدرم نامه ها نوشتید ، ولی با او نیرنگ کردید ؟ با او پیمان بستید و بیعت کردید ، اما با او جنگیدید ؟ ... با کدامین چشم در روز قیامت به رسول خدا می نگرید ، هنگامی که به شما بگوید اهل بیتم را کشتید و حرمتم را شکستید ؟ "
نقطه اوج سخنان امام سجاد (ع ) در شام و در حضور یزید ، حاكم ستمكار اموي بود . آن حضرت چنان از جنایات يزيد پرده برداشت و وي را رسوا ساخت که عرصه بر او تنگ شد . در این سخنان ، امام سجاد (ع ) به تبیین جایگاه اهل بیت پیامبر پرداخت و در معرفی خود چنین فرمود :
" ای مردم منم پسر فاطمه ، منم فرزند آنکه او را با لب تشنه شهید کردند . " امام پیوسته فضائل خود و خاندانش را بیان کرد تا آنجا که صدای گریه و شیون از میان مردم برخاست . یزید براي آنكه سخنان امام را قطع كند ، دستور داد اذان بگویند . خطبه ناتمام امام سجاد (ع) ، اوضاع را در شام بیشتر به هم ریخت ، بطوریکه امویان تصمیم گرفتند کاروان اسیران کربلا را به شهر مدینه باز گردانند . امام سجاد (ع) به اين ترتيب ، حتي در قلمرو فرمانروایی شام ، وجدانهای غفلت زده مردم را مخاطب قرار داد . پس از روشنگري هاي امام سجاد ، به تدريج انگیزه خونخواهی شهداي کربلا در مردم بيدار شد . لذا پس از حادثه كربلا ، قيامهاي متعددي چون جنبش توابین يا قیام مختار به وقوع پیوست .
امام سجاد (ع) با ورود به شهر مدینه ، هم به افشاگري عليه سردمداران ظلم و ستم ادامه داد و هم به تبيين معارف اصيل دين پرداخت . پس از قیام امام حسين (ع) ، جو رعب و اختناق شدید بر جامعه حاکم شده بود و حاکمان اموی ، آشکارا و جسورانه تر از گذشته به اشاعه فساد می پرداختند و ظلم و تعدی را همچنان در سرلوحه برنامه های خود داشتند . امام سجاد (ع) در آن شرایط بسيار سخت و نامساعد ، محور کار خود را تلاش برای ارتقای سطح فرهنگ و آگاهي و بصیرت مردم قرار داد . نقش امام سجاد (ع ) ، زدودن غبار جهل و تحریف از چهره تابناک اسلام بود . این درحالی بود که بنی امیه سعی داشتند مردم را به برخی مسایل ظاهری دین سرگرم سازند و از حقیقت آن دور کنند . درمقابل ، امام سجاد (ع) تلاش کرد كه مردم به معاني و مفاهيم حقیقی دین پی ببرند . این چنین بود که بسیاری از جويندگان علم و دانش ، درکنار ایشان گرد آمدند و از سرچشمه زلال علم امام سجاد بهره جستند .
یکی از خدمات معنوی و ارزشمند امام سجاد (ع) در سالهای پس از قیام کربلا ، بیان ادعیه ای غنی و پرمحتوا است . این دعاها هم اکنون در کتابی به نام " صحیفه سجادیه " گردآوری شده است . صحیفه هرچند سراسر دعا و نیایش است و تمام مطالب آن با زبان راز و نیاز انسان با پروردگار خود بیان شده ، ولی تامل در مفاهیم ژرف آن ، نشان می دهد که این دعاها فراتر از مناجات های معمولی است . امام سجاد (ع) با زبان نیایش ، اندیشه های غنی اسلام را درزمینه های اجتماعی ، اخلاقی و سیاسی براي مردم ، مطرح كرده است .
در زندگی امام سجاد (ع) آمده است که ایشان در هر فرصت مناسب ، خاطره کربلا را زنده می کرد ، گاه اشك مي ريخت و به بيان فجايعي مي پرداخت كه در روز عاشورا به وقوع پيوسته است . البته تاثر و اندوه امام ، موجب مي شد كه مردم به ابعاد جنايات امویان پي ببرند و آن را محكوم كنند ، حماسه کربلا نيز در اذهان زنده بماند .
امام سجاد (ع ) به سخاوت ، مهربانی و مردمداری شهرت داشت . عفو و گذشت و جوانمردی آن حضرت ، قلب های بسیاری را مجذوب ايشان كرده بود . مجبوبیت آن حضرت ، ناشی از كرامت اخلاقي ، ادب و رفتار شايسته و کمالات الهی بود ، تا آنجاکه حتی یکی از خلفای بنی امیه نیز به آن اعتراف کرد . ابن شهر آشوب مورخ اسلامی می گوید :
" روزی امام سجاد در مجلس عمر بن عبدالعریز ( حاكم اموي ) حضور داشت . وقتی آن حضرت مجلس را ترک کرد ، عمر بن عبدالعزیز به اطرافیانش گفت : شریف ترین و بهترین مردم نزد شما کیست ؟ همه گفتند : شما ای خلیفه / او گفت : نه ، هرگز ، بهترین و شریف ترین مردم کسی است که هم اكنون از مجلس ما خارج شد . او چنان قلب ها را به خود متمایل ساخته که همه دوست دارند مثل او باشند . "
امام سجاد (ع ) حدود 34 سال در مسند خطیر رهبری و امامت مسلمین قرار داشت . در طول این سالها ، امام سعي وافر داشت كه ابرهاي تيره جهل را از آسمان انديشه ها كنار بزند تا خورشيد حقيقت بر مردم بتابد . مداومت و استمرار فعالیتهای امام سجاد (ع) در عرصه های فكري و فرهنگي ، روز به روز بر دامنه آگاهی مردم می افزود و ماهيت واقعی امویان را در نزد افکار عمومی روشن تر می ساخت . امام سجاد (ع) حیاتی تازه به علوم و معارف اسلامی بخشید و بستر لازم را برای تلاشهاي فکری فرزندش امام محمد باقر (ع) فراهم کرد . البته در تمام این سالها ، آن حضرت در معرض کینه ورزی و دشمني حاکمان تبهكار اموی قرار داشت و آنها سعی داشتند این زبان گویای اسلام را خاموش كنند . تا آنكه سرانجام ولید بن عبدالملک ، حكمران مستبد اموي ، تصميم گرفت كه امام سجاد را از سر راه خود بردارد . به اين ترتيب ، امام در چنين روزي در سال 95 هجری قمری طی دسیسه ای مسموم و به شهادت رسید .
ضمن گرامیداشت مقام این امام بزرگوار ، به گزیده ای از سخنان ایشان گوش می سپاريم .
امام سجاد (ع ) فرمود :
" از نشانه های معرفت و کمال دین مسلمان این است که سخنان بیهوده را ترک کند ، کمتر جدل نماید و صبور و خوشخو باشد . "
از ایشان نقل شده است که فرمود :
" همه خیر در این است که انسان از خود ( دربرابر آلودگیها و بدیها ) صیانت کند . "
" تفکر ، آیینه ای است که مومن ، نیکی ها و بدی های خود را در آن مشاهده می كند ."
سالروز شهادت امام سجاد (ع) بر تمامی علاقمندان حضرتش تسلیت باد .



تاريخ : یکشنبه دهم آذر 1392 | 9:36 | نویسنده : سجاد |

ستايش خداي ـ عزّوجل ـ

ستايش براي خداست؛ آن نخستينِ بي‌آغاز و آن واپسينِ بي‌انجام.
او كه ديده‌ي بينندگان از ديدنش فرو مانَد، و انديشه‌ي وصف كنندگان ستودنش نتواند.
آفريدگان را به قدرت خود آفريد، و به خواستِ خويش بر آنان جامه‌ي هستي پوشيد.
آن‌گاه ايشان را به راهي كه مي‌خواست رهسپار كرد، و به جاده‌ي محبّت خود روان گردانيد. آفريدگان نتواند از حدّي كه خدا برايشان مقرّر ساخته است، قدمي پيش و پس بگذارند.
براي هر يك از آنان روزي‌ام معلوم و به اندازه قرار داده است؛ آن گونه كه هيچ كس نتواند از آن كس كه خدا فراوان به او داده، چيزي بكاهد، و به آن كس كه اندك به او بخشيده، چيزي بيفزايد.
سپس براي زندگي‌اش پاياني مشخص و زماني معيّن قرار داد كه با روزهاي عمرش به سوي آن گام بر مي‌دارد، و با سال‌هاي روزگار خويش بدان نزديك مي‌شود؛ تا چون واپسين گام‌ها را بردارد و عمرش به سرآيد، جان او را بستاند و به سوي پاداش بسيار يا عذاب وحشت‌بار خود روان سازد، «تا آنان را كه بد كرده‌اند، به سبب كردارشان، سزا دهد، و آنان را كه نيكي كرده‌اند، جزا بخشد»؛
و اين، نشانِ دادگري اوست. نام‌هاي او پاك و بي‌نقص است، و نعمت‌هايش بر همه آشكار. «از آنچه مي‌كند، باز خواست نشود، در حالي كه آنان بازخواست شوند.»
ستايش براي خداست كه اگر در برابر آن همه نعمتِ پياپي كه بر بندگانش فرستاد، ستايش خود را به ايشان نمي‌آموخت، از نعمت‌هايش بهره مي‌جستند و او را سپاس نمي‌گفتند، و از روزي‌اش گشايش مي‌يافتند و شكرانه‌ي آن را به جا نمي‌آوردند.
در اين صورت، از مرزهاي انساني برون مي‌افتادند و در وادي حيواني پاي مي‌نهادند، و آن گونه مي‌شدند كه خدا در كتاب استوار خود فرمود: «آنان مثل چارپايانند، نه بيش‌تر، بلكه از چارپايان نيز گمراه‌تر.»
ستايش براي خداست كه خود را به ما شناسانيد، و شيوه‌ي سپاسگزاريِ از خود را به ما آموخت، و درهاي علم به پروردگاري‌اش را به روي ما گشود، و ما را به اخلاص ورزيدن در توحيدِ‌خود رهنمون ساخت، و از شك و ناباوري نگاه داشت.
ستايش كه با آن در حلقه‌ي ستايشگرانش درآييم، و به ياري آن پيشي گيريم از همه‌ي آنان كه در طلب خشنودي و بخشايش او پيش افتاده‌اند.
ستايشي كه به سبب آن، تيرگي‌هاي برزخ بر ما آشكار، و راه رستاخيز هموار شود، و در روزي كه «هر كس به سزاي خود برسد و بر كسي ستم نرود»، و در «روزي كه هيچ دوستي به كار دوستِ خود نيايد و هيچ كس به ياري ديگري نشتابد»، ما در پيشگاه گواهان (فرشتگان و پيامبران و امامان ـ عليهم السّلام ـ ) بلند مرتبه شويم.
ستايشي نوشته شده در كارنامه‌ي ما كه تا «اعلي علّيّين» بالا رود و فرشتگان مقرّب خدا بر آن گواهي دهند.
ستايشي كه در روز خيره شدن چشم‌ها از ترس قيامت، ديدگان ما بدان روشني گيرد، و آن گاه كه عدهّ‌اي سيه‌روي گردند، ما بدان رو سپيد شويم.
ستايشي كه ما را از آتش دردناك خدا برهاند و در كنار بخششِ همواره‌اش بنشاند.
ستايشي كه ما را با فرشتگانِ مقرّب او همنشين سازد، و در سراي جاويدي كه پيوسته باقي است، و در جايگاه پُر نعمتي كه هرگز دگرگون نشود، ما را با پيامبراني كه فرستاده همدوش و همنفس گرداند.
ستايش براي خداست؛ او كه زيبايي‌هاي آفرينش را براي ما برگزيد، و روزي‌هاي پاك و نيكو را به سوي ما روان گردانيد،
و ما را بر همه‌ي آفريدگان برتري بخشيد و بر آنان چيرگي داد. پس اينك هر آفريده‌اي به توانايي او فرمانبردار ماست. و به ياري او در اطاعت ما ناچار.
ستايش براي خداست كه دَرِ نياز را، جز به درگاه خويش، از همه سو بر ما بست؛ حالا چگونه سپاس او را گزاريم؟ كي توانيم از عهده‌ي شكرش به درآييم؟ نه، كي توانيم؟
ستايش براي خداست؛ او كه در پيكر ما ابزارهايي براي گشودن و بستنِ اندام‌ها نهاد، و ما را از نيروي زندگي بهره‌مندي داد، و اندام‌هايي براي كار و تلاش در ما پديد آورد، و از خوردني‌هاي پاك و گوارا روزي‌مان كرد، و با فضل و بخشش خود ما را توانگر ساخت. و با نعمت خويش سرمايه‌مان بخشيد.
آنگاه ما را به كارهاي فرمان داد تا فرمانبرداري‌مان را بسنجد، و از كارهايي نهي فرمود تا سپاسگزاري‌مان را بيازمايد. پس از آن، چون از فرمانش سرپيچيديم و بر مركب نافرماني‌اش نشستيم، در كيفر دادنِ ما عجله نكرد و در انتقام گرفتن از ما شتاب نورزيد، بلكه از سَرِ بزرگواري، با رحمت خود با ما مدارا كرد، و از روي بردباري، با مهرباني مهلتمان داد و بازگشتِ ما را به انتظار نشست.
ستايش براي خداست كه ما را به راه توبه رهنمون گرديد، و از احسانِ او بود كه ما بدان راه افتاديم. و اگر از نعمت‌هاي او به همين يك نعمت بسنده كنيم، باز هم نعمت دادنش نيكو، احسانش در حقّ ما بس بزرگ، و بخشش او از شمار بيرون است.
آيين خداوندي‌اش در پذيرش توبه‌ي پيشينيان اين گونه نبود. هر چه را تاب آن نداشتيم، از عهده‌ي ما برداشت، و جز به اندازه‌ي توانمان تكليف نفرمود، و ما را جز به كارهاي آسان وا نداشت، و براي هيچ يك از ما بهانه‌اي باقي نگذاشت.
اينك، از ما نگون‌بخت آن كس است كه نافرمانيِ خدا كند، و نيك‌بخت آن كس كه به او روي آورَد.
ستايش براي خداست به هر زباني كه نزديك‌ترين فرشتگانش و گرامي‌ترين آفريدگانش و پسنديده‌ترين ستايشگرانش او را بدان مي‌ستايند.
ستايشي برتر از هر ستايش ديگر؛ به همان اندازه كه پروردگار ما، خود، از همه‌ي آفريدگانش برتر است.
پس به جاي هر نعمتي كه بر ما و همه‌ي بندگان درگذشته و زنده‌ي خود ارزاني داشته است، و به شمار تمام آنچه در علم بي‌پايان او گنجد، و به جاي هر يك از نعمت‌هايش، او را سپاس مي‌گوييم؛
شكر و سپاسِ چندين برابر و بي‌آغاز و انجام، تا هنگامه‌ي رستاخيز؛ ستايشي كه بي‌اندازه است، و به شمار درنيايد، و پايان نپذيرد، و در آن هيچ گسستي نباشد.
ستايشي كه وسيله‌اي براي رسيدن به فرمانبرداري و بخشايش او، و راهي به بهشت، و پناهگاهي در برابر انتقام، و آسايشي از خشم، و پشتيباني براي فرمانبرداري، و بازدارنده‌اي از نافرماني، و مددكاري بر انجام دادن فرموده‌هاي او باشد.
ستايشي كه با آن در جرگه‌ي دوستدارانِ نيك‌بختِ او درآييم، و در صفِ كساني باشيم كه با شمشيرهاي دشمنانش به شهادت رسيده‌اند. بي‌شك، او سرپرست مؤمنان و نيكو خصال است.


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه یکم آذر 1392 | 10:15 | نویسنده : سجاد |
 

  • قال الامام السجاد - عليه السّلام
  • آيات القرآن خزائن (العلم) فکلما فُتحت خزائنه ينبغي لک ان تنظر ما فيها.
    امام سجاد - عليه السّلام - فرمودند: آيات قرآن خزائن و مخزنهايي هستند براي علم، پس هر زمان که باز شدند، سزاوار است بر تو تا بنگري که در آن چيست (و از آن علم گيري).
    «الکافي، ج 2، ص 446»

     



    تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم آبان 1392 | 9:50 | نویسنده : سجاد |

    امام سجّاد(عليه السلام)

    حضرت علی بن الحسين ، ملقّب به سجّاد و زين العابدين، روز پنجم شعبان سال 38 هجرى يا 15 جمادى الاولى همان سال، در مدينه ديده به جهان گشود .مادر مكرّمه آن حضرت بنا بر منابع تاريخ اسلامى، غزاله از مردم سند يا سجستان كه به سلافه يا سلامه نيز مشهور است، ميباشد.
    ولى بعضى از منابع ديگر نام او را شهربانويه، شاه زنان ، شهرناز، جهان بانويه و خوله، ياد كرده اند.

    امام سجّاد(عليه السلام) در بدترين زمان از زمان هايى كه بر دوران رهبرى اهل بيت گذشت مي زيست، چه، او با آغاز اوج انحرافى، معاصر بود كه پس از وفات رسول اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) روى داد.
    امام(عليه السلام) با همه محنتها و بلاها كه در روزگار جدّ بزرگوارش اميرالمؤمنين(عليه السلام) آغاز گرديده بود همزمان بود.
    او سه سال پيش از شهادت امام على(عليه السلام)متولّد گرديد، وقتى ديده به جهان گشود، جدّش اميرمؤمنان(عليه السلام)در خطِّ جهادِ جنگِ جمل، غرق گرفتارى بود و از آن پس با پدرش امام حسين(عليه السلام) در محنت و گرفتاريهاى فراوان او شريك بود.

    او همه اين رنج ها را طى كرد و خود به طور مستقل روياروى گرفتاريها قرار گرفت.

    محنت و رنج او وقتى بالا گرفت كه لشكريان يزيد در مدينه وارد مسجد رسول اللّه شدند و اسب هاى خويش را در مسجد بستند، يعنى همان جايى كه انتظار آن مي رفت مكتب رسالت و افكار مكتبى در آنجا انتشار يابد، امّا برعكس، آن مكان مقدّس در عهد آن امام تقوا و فضيلت، به دست سپاه منحرف بني اميّه افتاد و آنان ضمن تجاوز به نواميس مردم مدينه و كشتار فراوان، بي پروايى را از حدّ گذراندند و حرمت مدفن مقدّس رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)و مسجدش را هتك نمودند.
    امام سجّاد(عليه السلام) براى پيش راندن مسلمانان به سوى نفرت از بنی اميّه و افزودن مبارزه جويى با آنان، تلاش هاى مؤثّرى نمود.
    و هر گاه فرصتى به دست مي آمد، مردم را بر ضدّ امويان تحريك می كرد.
    و با احتياط، برنامه حاكمان منحرف را تحت نظر قرار می داد.
    امام(عليه السلام) براى آگاهى مردم، اسلوب دعا را به كار برد، به طورى كه دعاهاى آن حضرت، رويدادهاى عصر او را تفسير می كند.
    صحيفه سجّاديّه كه به زبور آل محمّد مشهور است، اثر بي نظيرى است كه در جهان اسلام، جز قرآن كريم و نهج البلاغه، كتابى به اين عظمت و ارزش، پديد نيامده كه پيوسته مورد توجه بزرگان و علما و مصنّفان باشد.
    از ديگر آثار ارزنده به جا مانده از امام سجّاد(عليه السلام)، مجموعه اى تربيتى و اخلاقى است به نام رساله حقوق كه امام(عليه السلام) در آن وظايف گوناگون انسان را در برابر خدا و خود و ديگران، با بيانى شيوا و گويا بيان كرده است.

    مجموعه حقوقى كه در اين رساله ذكر شده جمعاً 51 حقّ ميباشد.

    از سنت های ارزنده آن حضرت که به ما رسیده  صدقه دادن است ، مخصوصا صدقه وانفاق پنهانی نقل است قریب به چهار صد خانوار تحت حمایت آن حضرت زندگی می کردند و خیلی از آن افراد نمی دانستند که از چه محلی تامین می شوند تا بعد از شهادت آن بزرگوار متوجه شدند آن کمک ها از طرف ایشان بوده . وقتی از ایشان سوال میشد چرا مخفیانه انفاق می کنید ، می فرمود " چون صدقه قبل از آن که به فقیر برسد به دست خدا می رسد " . تقوا و خدا ترسی او زبان زد خاص وعام بود به حدی که زهری دانشمند معاصر آنحضرت می گوید در میان بنی هاشم شخصی برتر از او ندیدم وامام باقر(ع) می فرماید پدرم علی بن الحسین (ع) در یک روز هزار رکعت نماز می گذارد .روایت شده هنگام وضو رنگ رخسار مبارکش زرد می شد وقتی از حضرت سوال می کردند چرا این حالت بر شما عارض می شود می فرمودند " آیا میدانید در پیشگاه چه کسی می خواهم بایستم .

    سرانجام آن حضرت چهل سال بعد از قضیه جانگداز کربلا که همراه بود با گریه برای شهدای کربلا و صبر بر مصیبتشان  در روز 12 و يا 25 محرّم سال 95 هجرى، درمدينه، به دسيسه هشام بن عبدالملك، مسموم گرديد و در 56 سالگى به شهادت رسيد. ومزار شريف آن حضرت در مدينه در قبرستان بقيع میباشد.



    تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390 | 9:22 | نویسنده : سجاد |
    .: Weblog Themes By VatanSkin :.